نصایح من به من!

اتاق نصیحت های من به خودم و هر کی که دوستش دارم!

 

 

 

فکر کن جای این آدم ایستادی

گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

فکر کن بین امواج گیر کردی

گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

 

فکر کن روی این پل ایستادی


گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

 

فکر کن جای این آقا باشی


گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

 

فکر کن همهء اینا مال شماست


گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

فکر کن قراره با اینا مسابقه بدی

گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

یا از این پل میگذری
گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

یا معلم این کلاسی

گروه اینترنتی ایران الایو | iranalive.ir

 

 

اما تو فقط خودتی

با مشکلاتی که ترین نیست 

اما برای ساختن تو بهترین است

          

 

 اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده ،

با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش می گذاشت

و به خونه بر می گشت 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط من نظرات () |

ای دو چشم تو دوتا شیخ ابوالعشوه ی ترک
مست قیلوله و لم داده به محراب ، سلام

آخرین نسل به جامانده ی ترسابچگان
مغ هندوی از آتش زده سرخاب، سلام

ای همه روی تو، ابروی تو از بوی تو مست
چشم آهوی تو و خوی تو نایاب، سلام

مژه در مژه که نه پنجه ی پنجاه پلنگ
پر قوی سر مویت دم سنجاب، سلام

لف و نشر دو لبت غرق در ایجاز نمک
قد و بالای تو سرمصدر اطناب، سلام

ای هم آغوشی ما، دیو در آغوش پری
رقص ماهی بچه در قلعه ای از آب، سلام

بهترین حالت ممکن شدن امر محال
سر به گرداب قرار سر نوّاب، سلام

پا به پا شاه و گدا، شاه تو، من هم که گدا
مرگ بر جمله رعایا و به ارباب سلام

معتکف در دهنت هر چه که دندان طلبه
به سخنران زبان ، مرجع طلاب، سلام

در گره خوردگی مرز نگاه من و تو
شمع می گفت به آن گوهر شب تاب، سلام

در بیامیز و نیاویز به آن ابروی کج
چشم تو ماهی و ابروی تو قلاب، سلام

چشم اگر دید تو را سجده ی واجب دارد
پلک می افتد و می گوید در خواب، سلام


محمد رضا حاج رستم بیگلو

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ توسط من نظرات () |

life واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است

همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم

همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم

همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم

همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم

همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم

همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم

همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم

همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم

همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم

همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم

همانقدر که آلوده میکنیم  پاک نمیکنیم

همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم

!

راستی چرا؟

از ایمیل یک دوست.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ توسط من نظرات () |