نصایح من به من!

اتاق نصیحت های من به خودم و هر کی که دوستش دارم!

اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع میکرد

پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع میکرد

اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش میرسید
...
مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش میرسید

اگه تو مال من بودی همه خبردار میشدن

ترانه های عاشقی رو سرم آوار میشدن

اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم

پاییز میفهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم

اگه تو مال من بودی انقد غریب نمیشدم

من چی میخواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم

اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود

دل من اون آواره ای که شبا میگرده نبود

اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت

تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت

اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت میشد

قصه ی عشق ما دو تا، عبرت سرنوشت میشد

اگه تو مال من بودی میبردمت یه جای دور

یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور

اگه تو مال من بودی،‌ میذاشتمت روی چشام

بارون میخواستی میبارید، ابر سفید گریه هام

اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمیریخت

شمعی که پروانه داره، اشک غم انگیز نمیریخت

اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت

آدما دارا میشدن، دنیا دیگه فقیر نداشت

اگه تو مال من بودی خیال نمیکنم باشی

پس میرم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی
نوشته شده در یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط من نظرات () |