نصایح من به من!

اتاق نصیحت های من به خودم و هر کی که دوستش دارم!

امروز خیلی بی حوصله تو خونه نشسته بودم و باز سر کار نرفتم هر کی زنگ زد بکشتم دفتر به بهانه ماشین نداشتن پیچوندمش!
بعد هم داشتم وب گردی می کردم که خواهرم اومد وپیشنهاد داد بریم یه کاری بکنیم که من خیلی وقت بود ازش خواسته بودم.
خوشحال شدم و آماده شدم رفتیم
جایی که کار داشتیم توی مرکز خرید پاسداران بود
برگشتنی به هم گفت بریم یه دور بزنیم می خوام برا هدی کادو تولد بخرم
رفتیم
عجب فروش فوق العاده هایی زده بودند!!!
کف کردیم
سایز پای کوچیک هم نعمتیه
همه کفش ها به پام می خورد
و چون تک سایز شده بودند فروش فوق العاده عجیبی خورده بودن!
ککفشی که مامانم 30 خریده بودن شده بود 10 و فقط یکی اندازه پای من مونده بود
خلاصه سرتون رو به درد نیارم
کادوی هدی از فروش فوق العاده فروشگاه ستارگان خریداری شد با تخفیف 50% اما من 3تا کفش نو خریدم دوتا مشکی و یه سفید
یه کفش و یه شلوار ورزشی و
یه انگشتر خوشگل و یه گردنبند هم خواهرم خرید
چند تا هم لباس خواب خریدیم اونا هم 50 % شده بود
خلاصه وقتی بر می گشتیم خونه
یه عالمه کیسه تو دستمون بود
خیلی جالب بود فقط توی دوبی این جوری خرید کرده بودیم
و تا حالا پیش نیومده بود که تو نیم ساعت بتونم این همه چیز خوب پیدا کنیم
کلی خوش گذشت
سر افطار رسیدیم خونه
مامانم هم با ما همراه شد و اومد به دیدن خرید هامون اون قدر که افطار کردن یادش رفت!
من هی می رفتم می اومدم کفش عوض می کردم یه قاشق حلوا می خوردم
دوباره می رفتم می اومدم یه لقمه نون پنیر می خوردم یه کفش دیگه می پوشیدم
از وقتی بزرگ شدم هیچ وقت خرید این قدر بهم مزه نداده بود
خیلی لذت بردم شاید برای این که از دسترنج خودم و با بهترین قیمت ،بهترین و شیک ترین چیزها رو می خریدم!
خدایا برای همه چیز ممنونم و شکر
همیشه با من باش
و کمکم کن تا ناشکر نباشم
 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط من نظرات () |