نصایح من به من!

اتاق نصیحت های من به خودم و هر کی که دوستش دارم!

امروز یه دختر بچه ی تنها و غمگین رو تو درونم کشف کردم!
دختری که شدیداً حس تنهایی و زشتی و به درد نخوری می کرد
خوب که نگاهش کردم دیدم چقدر صورتش مهربونه! چقدر توانایی های خوب داره برای شاد کردن زندگیم
دیدم خیلی وقته نادیده گرفتمش
و نگذاشتم زندگی بکنه
دلم براش سوخت بغلش کردم روشو برگردوند از بغلم پرید پایین! می خواست از دستم فرار کنه!
گفتم: چرا همیشه این قدر بد اخلاقی؟ چرا با من لجبازی می کنی؟
گفت خب چی کار کنم لجم رو در می یاری!
دیدم راست می گه هر کس رو نادیده بگیری و بخوای بهش حکم رانی کنی لجباز می شه
دیدم این بچه سال هاست که داره با من زندگی می کنه ولی من حتی براش اسم هم انتخاب نکردم!
تصمیم گرفتم امروز رو براش تولد بگیرم و اسمش رو بزارم غزاله!

وقتی بچه بودم عاشق این اسم بودم ولی چون چشمای غزالی ندارم شاید این اسم به من نیاد
ولی می شه گفت غزاله چشمای غزالی هم داره!


تشویقغزاله جونم تولدت مبارک!هورا
قول می دم بیشتر دوستت داشته باشم
دیگه نادیده ات نگیرم

نوشته شده در شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط من نظرات () |