حس گس من!

سالها پیش شروع شد

چه جوری و کجا یادم نیست

اما یه روزی دیدم که هست

توی وجود من.

حس اش کردم

 

تلخ بود؟

شیرین بود؟

راستش یادم نمی آد الا ن می گم خیلی احمق بودم

ولی مطمئنم اون روزا اگه کسی بهم اعتراض می کرد می گفتم اون احمقه!

احمقه چون من رو نمی فهمه...

حال چه اتفاقی برام افتاده؟ احمق شدم؟ بزرگ شدم؟ خودم رو فراموش کردم؟

کاش می دونستم چی شده

کاش...

 

/ 5 نظر / 11 بازدید

فقط یه چیزی میشه گفت عالی بود[لبخند]

سوره عیوضی

[گل]چه خوب مینویسی... هیچوقت نتونستم با حس گس وجودم کنار بیام.

النا.ع

سلام.... بسیار بسیار زیبا بود... منم دارم این حس رو تجربه میکنم در عین حال متفاوت... حس جالبیه اما یه وقتایی دردت میاد... از چی؟! نمیدونم... شاد باشی...

سلام ای کاش به جای اینکه به خودت بگی احمق یه لحظه فکر میکردی که اون لحظات ژرشکوهی که هرکس بهت اعتراض میکرد بهش میگفتی احمق برات چقدر خوب بوده و چقدر بهت روحیه میداده الان به لحظات خوبی که در انتظارش هستی فکر کن لحظه ها رو خودت میسازی . ژس با امید زندگی کن .

مژگان

الان بهش مي گن همون بزرگ شدن! فهميدن! درد داره! دردش هم از اينه كه حماقت و خيلي چيزاي بد ديگه، عين قبل انحصاراً مال بقيه نيست