عکس قاب


از گردنم التهاب را برداید
این وحشت بی حساب را برداید

از دفتر خاطرات هر روزه من
امروز پر اضطراب را برداید
...
عاشق که شدم به هر کسی گفتم گفت
از روح خود این عذاب را بردارید

بی خواب شدم ولی جوابم این بود
از طاقچه قرص خواب را بردارید

از سقف سه ساعت است که آویزانم
از گردنم این طناب را بردارید

با عشق همیشه زنده ام پس لطفا
روبان سیاه قاب را بردارید


حمید عرفانی

/ 1 نظر / 5 بازدید
صبا

سلام شعرهایی که انتخاب کردی فوق العاده اند. و همین طور اسم وبلاگت. جالب بود منتظرت می مونم...................